سلام
جمعه گذشته دهمین میتینگ هم میهن بنام قراری برای باران برگزار شد.
دوستان زیادی رو تونستم اونجا از نزدیک ببینم. جای خیلی ها هم خالی بود. این سومین بار بود که در میتینگ شرکت می کردم و بهترینشون.
انقدر خوش گذشت که نفهمیدیم کی شب شد. خیلی برنامه ها داشتم ولی بعلت کمبود وقت نشد. فکر کنم اگه این میتینگ 3 روز دیگه هم ادامه داشت کسی خسته نمی شد. دوست داشتم بیشتر میتونستم با بعضی از دوستانم گپ و گفت داشته باشم. مثل داش علی متالیکا ـ داش متین عزیز ـ صادق خان ـ سروناز ـ خواهر کوچیکه خانوم و خیلیای دیگه که مطمعنم حرفهای زیادی برامون باقی موند.
این میتینگ هم مثل همه برنامه های دیگه نارضایتی ها و کم و کاستیهایی داشت . بعضی از دوستان نا خواسته پیچونده شدن که من بیشتر اون پیچوندن ها رو تقصیر راننده پژو 206 گروه میدونم که همه رو دنبال خودش میکشید. دستهای پشت پرده ...
البته مطمعن هستم که بیشتریا شادو خوشحال این میتینگ رو گزروندن. این رو دقیقا میشد توو چهره همه دید. یه خوبی که این جور دور هم جمع شدنها داره اینه که بیشتر میشه دوستات رو بشناسی و بفهمی توو چه خط و مایه هایی هستن...
این روزها که همه جا شعار سال به سال دریغ از پارسال شنیده میشه در مورد میتینگ باید بگمیم هر روز بهتر از دیروز...
اگر کسی تونست خاطره این روزهارو فراموش کنه منم حتما اینکارو میکنم. من این بار سعی کردم یه حال اساسی به بچه ها بدم و از لحظه به لحظه اون روز قشنگ براشون عکس تهیه کنم. امیدوارم تونسته باشم اون خاطرات رو با عکسهایی که انداختم بیش از پیش براشون زنده نگه دارم.


